برای پسر کوچولوم
شازده خان چند وقت پیش برات یه کتاب کوچولو خریدم که یه سری جملات قشگ داره و میخوام اگه شد هربار برات یه جمله رو بنویسم.

بزار یکمی هم از این روزات بگم
حسابی شیطون شدی و بازیگوش دیروز داشتی یکی از اسباب بازی هاتو میخوردی،من بهت گفتم نه نباید بخوریش برگشتیو نگام کردی و دوباره خوردیش.چند باری صدات کردمو تو نگاهم میکردی،بعد زدی زیرگریه و دوبار مشغول خوردن شدی و دیگه هرچقدر صدات کردم بهم توجهی نکردی...!!!..مرسی که به حرفم گوش دادی.
برای خوردن فرنی همچین بالا پایین میپری و تو هوا کاسه و قاشق رو میزنی .
تازگی با خوابیدن مبارزه میکنی.(خیلی زیاد میخوابی داری اینطوری تلافی می کنی اره...راس ساعت 7 صبح بیداری)
یه موقع هایی سرت رو می خارونی.وای که اون لحظه باید خوردت.
میزنی زیر اواز،بلند بلند جیغ می کشی.
از صداهای بلند و یکدفعه کماکان می ترسی.حتی از عطسه و سرفه.
قطره اهن رو دوست نداری و به زور قورت میدی.
موقع هایی که خیلی احساساتی بشی صورتتو میمالونی به صورت من و میخوای بخوریم!!
فعلا همین...
.
تو بهترین دلیل شکلک درآوردن و غلت زدن روی زمین هستی...آبنباتم


برای پسر کوچولوم
مامان الهه